امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

اولين ها با ارميا جونم

1392/1/29 22:04
نویسنده : مامان ستاره
1,746 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسرهاي نازم ايشالا سلامت باشين اول از همه از اميرحسينم شروع ميكنم كه اين روزها خيلي مهربونه و داداشش رو به اندازه يه دنيا دوست داره و براي من غير قابل باور بود اين علاقه شديد علي رغم اينكه خيلي ها ميگفتن ممكنه به هم حسادت كنن ولي خدارا شكر خيلي خوب با هم كنار اومدين .چند روز پيش خيلي مريض شده بودي به قول معروف هواي بهار دزده و بايد مواظب باشين كه مريض نشين ،وشما به شدت تب ميكردي تو اون حال خرابت وقتي داداشت گريه ميكرد با مهربوني زياد ميخواستي اونو آروم كني و باهاش حرف ميزدي نه داداشي گريه نكن پســـــــــــــــر خوب اميدوارم هميشه با هم خوب باشين

و اما ارمياي عزيزم كه هنوز آروم نشدي و همچنان گريه هات سرجاشه به قول بابا سيامك اينم براي خودش يه آهنگيهچشمکواكسن دو ماهگيت زدي خيلي گريه كردي در حد غش كردن اصلا اميرحسين اينقدر گريه نكرد البته كه بچه ها متفاوتن از اين لحاظ ميگم كه آماده نبودم براي اين شدت گريه هاي بنفش ارميايي دوم اينكه در تاريخ 17 فروردين 92 ختنه شدي و كلي قلب منو از جا كندي با بيقراريهات خيلي مظلومانه گريه ميكني كه آدم دلش كباب ميشه .يه دو هفته اي ميشه كه از صبح ساعت 7 بيدار ميشي نميخابي تا ساعت 7 يا 8 شب دليلش رو نميدونم اما خيلي در طول روز خوابت ميگيره اما نميتوني بخوابي متفکر و الان لازم شد كه اين ضرب المثل رو بگم تا گوسالـــــــــــــــــــــه گاو گردد دل صاحبش آب گردد

اولينها:

اولين رانندگي با ارميا داداشي رو رسونده بوديم كلاس موسيقي

اولين خريد در هايپر استار

اولين رستوران اونم از نوع اكبرجوجه ساري و اونم بابابزرگته كه عاشـــــــــــقه اكبرجوجه اسنیشخند

اولين پارك رفتن ارميا در اولين روزهاي بهار 92

 اون گربه كه رو زمين ولوو شده جالب بود

كلي با شوشو روش خنديديم

اميرحسين در اولين روزهاي بهار و هواي ابري

اميرحسين كباب پزشیطان

ارميا در سن دو ماهگي

 

عكسهاي هفته پيش ادامه مطلب

 

اميرحسين در حال آروم كردن ارميا

 

همچنان تلاش اميرحسين............

كم كم نتيجه دادخنده

چكد دشتام خوشمژه هشتنننننن مامانلبخند

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله سیما
30 فروردین 92 1:25
سلام
چه عجب دست جنبوندی و آپیدی خواهر جون ای جیگرتو خاله ماشالا هزار ماشالا مامانت خوب تپلیت کرده ها چشمم زیر پات
خوبه پارک نزدیکتونه کباب ها هم نوش جونتون بوشششش کل خونه مون رو گرفته


مرسي خاله سيما
اب نبات مامانی وبابای
30 فروردین 92 11:42
سلام عزیزم وب زیبایی داری نازی
چه پسمل های زیبایی ان شالله همیشه تنی سالم داشته باشن..


مرسي
مامان ریحان عسلی
30 فروردین 92 17:47
سلام
مو عکسی ادامه ی مطلب ندیده بیدوم آفرین به امیرحسین معلومه از حالا حسابی نقشه ها داری واسه وقتیکه ارمیا بزرگ بشه که باهاش کلی بازی کنی
خواهر جون فک می کنم ارمیا شبیه پدر شوهرتم هست
عکس آخری خیلییییییییییییییییییییی جیگره


مرسي هرچيه به زنگنه ها رفته
مامان امیرعلی
31 فروردین 92 22:20
سلام عزیزم وبلاگ جدیدت مبارک
آفرین به امیرحسین جونم که مواظبه داداششه
ارمیاجونم خیلی شبیه امیرحسینه


مرسي عزيزم