اولين ها با ارميا جونم
سلام گل پسرهاي نازم ايشالا سلامت باشين اول از همه از اميرحسينم شروع ميكنم كه اين روزها خيلي مهربونه و داداشش رو به اندازه يه دنيا دوست داره و براي من غير قابل باور بود اين علاقه شديد علي رغم اينكه خيلي ها ميگفتن ممكنه به هم حسادت كنن ولي خدارا شكر خيلي خوب با هم كنار اومدين .چند روز پيش خيلي مريض شده بودي به قول معروف هواي بهار دزده و بايد مواظب باشين كه مريض نشين ،وشما به شدت تب ميكردي تو اون حال خرابت وقتي داداشت گريه ميكرد با مهربوني زياد ميخواستي اونو آروم كني و باهاش حرف ميزدي نه داداشي گريه نكن پســـــــــــــــر خوب اميدوارم هميشه با هم خوب باشين
و اما ارمياي عزيزم كه هنوز آروم نشدي و همچنان گريه هات سرجاشه به قول بابا سيامك اينم براي خودش يه آهنگيه
واكسن دو ماهگيت زدي خيلي گريه كردي در حد غش كردن اصلا اميرحسين اينقدر گريه نكرد البته كه بچه ها متفاوتن از اين لحاظ ميگم كه آماده نبودم براي اين شدت گريه هاي بنفش ارميايي دوم اينكه در تاريخ 17 فروردين 92 ختنه شدي و كلي قلب منو از جا كندي با بيقراريهات خيلي مظلومانه گريه ميكني كه آدم دلش كباب ميشه .يه دو هفته اي ميشه كه از صبح ساعت 7 بيدار ميشي نميخابي تا ساعت 7 يا 8 شب دليلش رو نميدونم اما خيلي در طول روز خوابت ميگيره اما نميتوني بخوابي
و الان لازم شد كه اين ضرب المثل رو بگم تا گوسالـــــــــــــــــــــه گاو گردد دل صاحبش آب گردد
اولينها:

اولين رانندگي با ارميا داداشي رو رسونده بوديم كلاس موسيقي

اولين خريد در هايپر استار

اولين رستوران اونم از نوع اكبرجوجه ساري و اونم بابابزرگته كه عاشـــــــــــقه اكبرجوجه اس

اولين پارك رفتن ارميا در اولين روزهاي بهار 92
اون گربه كه رو زمين ولوو شده جالب بود

كلي با شوشو روش خنديديم

اميرحسين در اولين روزهاي بهار و هواي ابري

اميرحسين كباب پز

ارميا در سن دو ماهگي
عكسهاي هفته پيش ادامه مطلب

اميرحسين در حال آروم كردن ارميا


همچنان تلاش اميرحسين............

كم كم نتيجه داد

چكد دشتام خوشمژه هشتنننننن مامان


اولين ها با ارميا جونم
